لغت نامه دهخدا
لوچه پیچ کردن. [ ل َ / لُو چ َ / چ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لوچه پیچ کردن کسی را؛ از هر سوی لوچه های آویخته بدو نمودن بنشانه حقیر یا مبغوض شمردن.
لوچه پیچ کردن. [ ل َ / لُو چ َ / چ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لوچه پیچ کردن کسی را؛ از هر سوی لوچه های آویخته بدو نمودن بنشانه حقیر یا مبغوض شمردن.
( مصدر ) لوچه پیچ کردن کسی را. از هر سوی لوچه های آویخته بدو نمودن بنشان. حقیر یا مبغوض شمردن وی را.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 incarseros: طناب پیچ کردن بدن طرف مقابل
💡 پانچ انتقالی ابزاری است (معمولاً در یک مجموعه دستهبندی شده) با قطر خارجی خاص که تمام طول پانچ (به جز نوک آن) را پوشش میدهد. این پانچ برای تطابق دقیق با تلورانسهای یک سوراخ موجود استفاده میشود و هنگامی که ضربه زده میشود، مرکز آن سوراخ را با دقت به سطح دیگری منتقل میکند. این ابزار میتواند به عنوان مثال برای تکثیر الگوهای سوراخ در یک قطعه یا به دقت تنظیم مکانها برای سوراخهای رزوهدار (ایجاد شده توسط متهکاری و قلاویزکاری) به منظور پیچ کردن یک شیء به سطح، استفاده شود.