لغت نامه دهخدا
لقب کردن. [ ل َ ق َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لقب دادن. لقب نهادن:
کی شود زندان تاری مر ترا بستان خوش
گرچه زندان را به دستانها کنی بستان لقب.ناصرخسرو.جامه پشمین از برای کد کند
بومسیلم را لقب احمد کند.مولوی.
لقب کردن. [ ل َ ق َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لقب دادن. لقب نهادن:
کی شود زندان تاری مر ترا بستان خوش
گرچه زندان را به دستانها کنی بستان لقب.ناصرخسرو.جامه پشمین از برای کد کند
بومسیلم را لقب احمد کند.مولوی.
( مصدر ) لقب دادن: وی را ( محمود غزنوی را ) لقب سیف الدوله کردند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخت زیبنده لقب کردند شاهان مر تو را این لقب خواهند کردن خسروان نقش نگین
💡 اما روسیه به هیچیک از این راه حلها توجهی نکرده و بدون در نظر گرفتن عواقب بعدی، به افزایش درگیریها در شرق اوکراین دامن میزند. از زمان شروع درگیریها در آوریل ۲۰۱۴ تا ماه اوت، بین ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ داوطلب روس به همراه جدایی طلبان شرق اوکراین میجنگیدند. یکی از روشهای دیگر روسیه در جهت همسو کردن مردم، استفاده از حافظهٔ تاریخی آنها و دادن لقبهایی چون فاشیست و نازی به مبارزه با مخالفانش از جمله رهبران امروز اوکراین است.