لغت نامه دهخدا
لعاب نحل. [ ل ُ ب ِ ن َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) عسل. لعاب النحل. انگبین. ( مهذب الاسماء ). لعاب مگس:
فاخته گفت از نخست مدح شکوفه که نحل
سازد از آن برگ تلخ مایه شیرین لعاب.خاقانی.
لعاب نحل. [ ل ُ ب ِ ن َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) عسل. لعاب النحل. انگبین. ( مهذب الاسماء ). لعاب مگس:
فاخته گفت از نخست مدح شکوفه که نحل
سازد از آن برگ تلخ مایه شیرین لعاب.خاقانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فاخته گفت از نخست مدح شکوفه که نحل سازد از آن برگ تلخ مایهٔ شیرین لعاب