لاف و لام

لغت نامه دهخدا

لاف و لام.[ ف ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) لاف و گزاف:
آخر بدهی به ننگ و رسوائی
بی شک یکروز لاف و لامش را.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

( اسم ) لاف و گزاف: آخر بدهی به ننگ و رسوایی بی شک یک روز لاف و لامش را. ( ناصر خسرو لغ. )

جمله سازی با لاف و لام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زد با دهنت غنچه ز خود لاف و از اینروی در پیش ریاحینش صبا پرده دری کرد

💡 از این لافندگان واواز جویان بگسل ای حجت که تو مرد حق و زهدی نه مرد لاف و آوازی

💡 نام و ننگ و لاف و اصل و فضل در باقی کنیم تا سزاوار قبول حضرت قرآن شویم

💡 این مسئله یکی از مسائل غیر قابلِ قبول برای بیشتر انسان‌ها است. بشر درفعالیت خود حدودی معین دارد زیاده سرایی در گفتار و اِغراق در تعریف کار یک شخص یا یک چیز لاف و پتاق است.

💡 «چیزی از لاف و گزاف در این اشعار نمی‌بینیم، از اینکه سراسر تمدن گیتی از کوهساران ما سرچشمه گرفته و هر چه در جهان اختراع شده ایرانیان در ان دستی داشته‌اند و ما هم وارث این تمدن درخشانیم!»

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز