فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) شرح حال گفتن.
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) شرح حال گفتن.
شرح حال گفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر یک چیز وجود داشته باشد که سوئیفت در حرفهاش به اثبات رساندهاست، آن این است که او از محدود کردن خودش امتناع میورزد. صدای همواره در حال تحولش، او را از محبوب کانتری تا اعجوبهٔ پاپ، به تازهترین قصهگوی ماهر فولک رساند.
💡 خانه مادری ام مرداب روایت گر قصه پیرزنی است که در یکی از مردابهای شمالی کشور با دخترش زندگی میکند و از طریق ماهیگیری زندگیشان را میچرخانند. است در این فیلم تلاشهایی که این زن برای زندگی کردن میکند به نمایش گذاشته شدهاست. زن سرپرست خانوار این فیلم تنهاست. نه فامیلی در کنارش هست و نه همسایهای. این زن نمونههایی از زنانی است که در ایران به هر دلیل ممکنی سرپرست شدهاند و باید گلیم خود و دیگران را از آب بیرون بکشند.