قصه دراز کردن

لغت نامه دهخدا

قصه دراز کردن. [ ق ِص ْ ص َ / ص ِ دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از پرگوئی و بسیار گفتن سخنان بی فایده و بی ماحصل باشد. ( برهان ) ( انجمن آرای ناصری ):
معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است به این قصه اش دراز کنید.حافظ ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بسیار گقتن سخن بی فایده گفتن.

جمله سازی با قصه دراز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتم روزم گفت بدین روز مناز گفتم که شبم گفت مکن قصه دراز

💡 خوش باش که این نفس عزیز است عزیز می نوش که این قصه دراز است دراز

💡 امشب از رفته باز نتوان گفت زانکه شب کوته است و قصه دراز

💡 چکنم قصه دراز، این بچه کارست مرا سخنی باید گفتن که به ده دارد در

💡 خوش نیست زبان رمز را قصه دراز این نغمه خوش است، لیک در پرده ساز

💡 نکنم جز به خیال قد تو قصه دراز بلبلان را سخن ار هست به سرو چمن است

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز