لغت نامه دهخدا
فی سبیل ا. [ س َ لِل ْ لاه ] ( ع ق مرکب ) در راه خدا. محض رضای خدا. ( یادداشت مؤلف ):
بجای گندم و جو او همی دهد زر و سیم
به آشنا و به بیگانه فی سبیل اﷲ.سوزنی.
فی سبیل ا. [ س َ لِل ْ لاه ] ( ع ق مرکب ) در راه خدا. محض رضای خدا. ( یادداشت مؤلف ):
بجای گندم و جو او همی دهد زر و سیم
به آشنا و به بیگانه فی سبیل اﷲ.سوزنی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «در سالهای جنگ تحمیلی مکرر لباس رزم پوشید و با وجود کهولت سن در صحنهٔ نبرد پیشوا و همام جوانان مجاهد فی سبیل الله شد.»
💡 بسم الله الرحمن الرحیم، این سرزمین، نوبه، و تمام حدود آن و تمام محوطه آن، موقوفه صخرهٔ بیتالمقدس و مسجدالاقصی است که توسط أمیر المؤمنین عمر بن الخطاب، فی سبیل الله تعالی وقف شدهاست.