فروش کردن

لغت نامه دهخدا

فروش کردن. [ ف ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بفروش رسانیدن. فروختن متاع یا هر چیز دیگر. رجوع به فروش شود.

فرهنگ فارسی

به فروش رسانیدن. فروختن متاع یا هر چیز دیگر.

جمله سازی با فروش کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اصلاحات اقتصادی: محدود کردن تولید، فروش و مصرف نوشیدنی‌های الکلی، ایجاد بخش‌های غیردولتی مانند خصوصی، تعاونی و… در اقتصاد شوروی

💡 عادل فردوسی پور : افرادی که نود را تعطیل کردن خودشان را کشتن یه برچسب بهم بزنند ولی نتوانستند الان هم رسانم به کسی وابسته نیست و به شرفم قسم تا ته قضیه میروم.افشاریان از تیم ها دلار می‌گرفته. یکی از داورها که در کرج گوشی فروشی دارد تعویض می‌کرده و پول شویی می‌کردن. اگه سندی که نشان میدهد VAR تحریم است را نشانم بدین، من برنامه‌ام را تعطیل میکنم.

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز