غوک جامه
لغت نامه دهخدا
غوک جامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) چیزی سبز باشد شبیه به ابریشم که بر روی آب و جوی و حوض بهم رسد. جامه غوک. ( از آنندراج ). چغزلاوه. طُحلُب.خزه. بزغسمه. جل وزغ. ( برهان قاطع ). چیزی سبز شبیه ابریشم که در روی آب بهم رسد و وزغ در آن پنهان گردد.چُم. ( برهان قاطع ). رجوع به جامه غوک و خزه شود.
فرهنگ عمید
= جلبک
فرهنگ فارسی
( اسم ) جل وزغ.
جمله سازی با غوک جامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جوی که شد برهنه سیمین تنش جامه غوکی شده پیراهنش