جل وزغ

لغت نامه دهخدا

جل وزغ. [ ج ُ وَ زَ ] ( اِ مرکب ) جامه غوک است و آن چیزی باشد سبزرنگ که در رویهای آب ایستاده بهم میرسد و آنرا بعربی طحلب و خرءالضفادع نیز گویند. خرؤ الضفادع. رجوع به جل بک ( جلبک ) شود.

فرهنگ عمید

=جلبک

فرهنگ فارسی

جامه غوک است و آن چیزی باشد سبز رنگ که در رویهای آب ایستاده بهم میرسد و آنرا بعربی طحلب و خزئ الضفادع نیز گویند

جمله سازی با جل وزغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بچه‌قورباغه، نوزاد قورباغه مرحله لاروگونهٔ زندگی دوزیستانی چون قورباغه و وزغ است. بچه‌قورباغه‌ها اغلب آبزی هستند، اگرچه بعضی دوزیستان نوزادانی دارند که در خشکی زندگی می‌کنند.

💡 شيخ ابوسعيد ابن ابوالخير را (در سال 440 فوت كرده است ) گفتند: فلان كس برروى آب مى رود. گفت: سهل است بزغى (مثل وزغ لفظا و معنا) و صعوه اى (پرنده استكوچكتر از گنجشك ) نيز روى آب ميرود.

💡 بیل نگی به عنوان ویتی، یکی دیگر از دو موش بزرگ ماده نژاد وزغ. ویتی موش آلبینیو و شریک اسپایک است. برخلاف اسپایک، ویتی دلسوز و کمتر شرور است، اما همچنین نادان و ساده لوح است.

💡 چو دست‌از تو و موم‌از تو و خیال‌از تست به جای پیکر انسان چرا وزغ سازی‌؟

💡 مرد آن بود كه ميان  شيخ ابوسعيد ابن ابوالخير را (در سال 440 فوت كرده است ) گفتند: فلان كس برروى آب مى رود. گفت: سهل است بزغى (مثل وزغ لفظا و معنا) و صعوه اى (پرنده استكوچكتر از گنجشك ) نيز روى آب ميرود.

همبستر یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
تجري یعنی چه؟
تجري یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز