لغت نامه دهخدا
صمدی. [ص َ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به صمد. رجوع به صمد شود.
صمدی. [ص َ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به صمد. رجوع به صمد شود.
منسو بصمد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این کتاب با عنوان شرح کتاب دروس هیئت و دیگر رشتههای ریاضی علامه حسنزاده آملی توسط شاگرد وی، داوود صمدی آملی شرح داده شده است.
💡 از روستاهای اطراف می توان به تازه آباد دویسه-چهل گزی-دویسه-چرنو-تودار صمدی و چتان می توان اشاره نمود.
💡 بر فضل خدا تکیه نسیمی صمدی کرد خونش دگر از طعنه شیطان دغا نیست
💡 بازیگر فیلم ساوالان (فیلم) در سال ۱۳۶۸ به کارگردانی یدالله صمدی میباشد.
💡 خدائی آن صمدی را رسد که گرد و جهان بهم خورد نهراسد بقای او ز فنا
💡 منم که بار خدایی که دل متقیان را هر زمانی به دلال صمدی نور چشانم