لغت نامه دهخدا
غنیمت دادن. [ غ َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) دادن مالی که به غنیمت گرفته شده است. دادن غنیمت. تغنیم. تنفیل. ( تاج المصادر بیهقی ).
غنیمت دادن. [ غ َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) دادن مالی که به غنیمت گرفته شده است. دادن غنیمت. تغنیم. تنفیل. ( تاج المصادر بیهقی ).
( مصدر ) دادن مالی که به غنیمت گرفته شده.
💡 جنگ داخلی یا خانهجنگی یا جنگ شهروندی هرگونه درگیری مسلحانه عُمده در داخل کشوری واحد است که هدف از آن کسب غنیمت یا هدفی سیاسی از جمله به دست آوردن حاکمیت باشد. به عبارت دیگر جنگ داخلی به مبارزه میان جناحهای سیاسی یا مناطق مختلف در داخل مرزهای یک کشور یا جنگ بین گروههای مختلف مردم در داخل یک کشور یا جنگ بین شهروندان یک کشور یا نظامیان و شبه نظامیان مسلح یک کشور گفته میشود. در سالهای اخیر با نقش آفرینی و دخالت نیروهای خارجی و تأمین هزینه از سوی کشورهای دیگر در درگیریهای درونی یک کشور، دادن عبارت «جنگ داخلی» به این درگیریها کار مشکلی است. میانگین طول این جنگها هفت سال است.
💡 مقادیر زیادی غذا و مهمات و ۸۰ متر مکعب سوخت در رومنی به غنیمت آلمانیها درآمد تا از آن به عنوان پایگاه حساس تدارکاتی پیشین استفاده شود. کیرپونوس با مشاهده فاجعه در حال تکمیل، در تلگرافی به استاوکا اعلام کرد ارتشهای بیست و یکم و چهلم او قادر به متوقف ساختن دشمن نیستند و خواهان صدور مجوز انتقال بلافاصله نیرو از کییف و یک عقبنشینی عمومی برای نیروهای جبهه جنوب غربی شوروی جهت قرار دادن آنها در مقابل سرنیزه زرهی گودریان شد.