لغت نامه دهخدا
غب سرندیب. [ ؟ س َ رَ ] ( اِخ ) نام موضعی در ارض بوارج از کنار دریا. رجوع به الجماهر ص 173 و ذیل همان کتاب ص 7 شود.
غب سرندیب. [ ؟ س َ رَ ] ( اِخ ) نام موضعی در ارض بوارج از کنار دریا. رجوع به الجماهر ص 173 و ذیل همان کتاب ص 7 شود.
نام موضعی در ارض بوارج از کنار دریا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برادرش را با پسر همچو دود فرستاد سوی سرندیب زود
💡 سرندیب شد زین شکن پرخروش ز شیون به هر برزنی خاست جوش
💡 که بر خون برانم کت و افسرت برم زی سرندیب بیتن سرت
💡 به نزدیک آنکش خرد نیست بهر بهو کاردار سرندیب شهر
💡 سرندیب برگرد و کین ساز کن ز کین گوش کشور پر آواز کن