لغت نامه دهخدا
کین ساز. ( نف مرکب )آنکه موجب دشمنی و عداوت گردد. آنکه میان دیگران خصومت افکند. || جنگ آور. جنگجو:
به هر سو که رو کرد کین ساز بود
میانْشان یکی آتش انداز بود.اسدی ( گرشاسبنامه چ یغمائی ص 85 ).
کین ساز. ( نف مرکب )آنکه موجب دشمنی و عداوت گردد. آنکه میان دیگران خصومت افکند. || جنگ آور. جنگجو:
به هر سو که رو کرد کین ساز بود
میانْشان یکی آتش انداز بود.اسدی ( گرشاسبنامه چ یغمائی ص 85 ).
آنکه موجب دشمنی و عداوت گردد ٠ آنکه میان دیگران خصومت افکند ٠ یا جنگ آور٠ جنگجو ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگفت و به بر کرد ساز نبرد دو ابرو به چین دل پر از کین و درد