لغت نامه دهخدا
عمارت شدن. [ ع َ / ع ِ رَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) آبادان گشتن. آباد گشتن:
به حکمت چون عمارت شد دلت نیکوسخن گشتی
که جز ویران سخن ناید برون از خاطر ویران.ناصرخسرو.
عمارت شدن. [ ع َ / ع ِ رَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) آبادان گشتن. آباد گشتن:
به حکمت چون عمارت شد دلت نیکوسخن گشتی
که جز ویران سخن ناید برون از خاطر ویران.ناصرخسرو.
آبادان گشتن آباد گشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماندگارترین تأثیر هزاردستان در تاریخ سینمای ایران، ساختهشدن شهرک سینمایی غزالی است؛ شهرکی که به گفتهٔ خود علی حاتمی، زمان شروعش جوان بوده و وقتی تمام شده پیرمردی از شهرک بیرون آمدهاست. در این شهرک محلههای اصلی و قدیمی تهران با زیربنای ۷هزار متر مربع ساخته شده و ۳۰هزار متر مربع به خیابان لالهزار و میدان توپخانه اختصاص یافتهاست؛ آن هم به گونهای که نمای بیرونی ساختمانها قابل جابهجا شدن باشد و بتوان هر عمارت را به بنایی دیگر تبدیل کرد.
💡 ساخت عمارت سلطانیه حدود هشت سال طول کشیده است و به علت کوهستانی بودن منطقه و دشواری حمل و نقل مصالح ساختمانی به بلده و همینطور به علت سرمای شدید زمستانی در مناطق ییلاقی باعث طولانی شدن ساخت این عمارت شده است.