لغت نامه دهخدا
صلاح دانستن. [ ص َ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) مصلحت جستن. خیرخواهی کردن. رجوع به صلاح و صلاح اندیشیدن شود.
صلاح دانستن. [ ص َ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) مصلحت جستن. خیرخواهی کردن. رجوع به صلاح و صلاح اندیشیدن شود.
۱ - ( مصدر ) مصلحت دانستن امری را: صلاح دانست که فرزندانش را باروپا بفرستد. ۲ - ( مصدر ) خیر اندیشی کردن مصلحت اندیشیدن برای کسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 2- تزكيه ى نابجاى نفس و خود را مقرّب درگاه خدا دانستن، افترا بر خدا و مانع رشد است. كلمه ((اثم )) در لغت به چيزى گفته مى شود كه انسان را از صلاح و ثواب باز دارد. (كفى به اثما مبينا)