لغت نامه دهخدا
صرف همت کردن. [ ص َ ف ِ هَِ م ْ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) همت بر کاری گماشتن. صرف وقت کردن در پی کاری. کوشش کردن در چیزی یا در پی چیزی.
صرف همت کردن. [ ص َ ف ِ هَِ م ْ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) همت بر کاری گماشتن. صرف وقت کردن در پی کاری. کوشش کردن در چیزی یا در پی چیزی.
خرج باندازه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صرف همت در فنا عنقا شناس با فنا سیمرغ را میکن قیاس
💡 اگر به چنين محبوبى ظفريابى، البته شايسته حاجت و آرزوى تو اوست كه او را مطلوبخودشناسى و در حفظ او بكوشى و وقت صافى خود را مصروف او دارى و براى توپايان محبت و منتهاى مقصد باشد، و نيست اين محبوب جزاشتغال به حق كه صرف همت و تفويض امور خود به او نمايى و اين استدليل بر حب خداى تعالى.