لغت نامه دهخدا
سپهربند. [ س ِ پ ِ ب َ ] ( اِ مرکب ) طلسم و جادو و اعمالی که در نظرها غریب و عجیب نماید. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). از لغات دساتیری است. رجوع به فرهنگ دساتیر و رجوع به سپهره بند شود.
سپهربند. [ س ِ پ ِ ب َ ] ( اِ مرکب ) طلسم و جادو و اعمالی که در نظرها غریب و عجیب نماید. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). از لغات دساتیری است. رجوع به فرهنگ دساتیر و رجوع به سپهره بند شود.
طلسم و جاد و اعمالی که در نظرها غریب و عجیب نماید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر ژرف دهانت سخت بندی بر بسته سپهر زال پر فند
💡 شرکت صنایع تولیدی کروز با نقض ردیف ۶ از بند ط ماده ۴۵ و مواد ۴۶ و ۴۷ قانون اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی و مصوبه شصت و سومین جلسه شورای رقابت از طریق شرکتهای تدبیر سرمایه آراد و سپهر ایرانیان کیش در مجموع مالک ۲۶٫۹۲٪ سهام شرکت ایران خودرو و یک عضو در هیئت مدیره شرکت میباشد.
💡 ادوارد براون مؤلف تاریخ ادبیات ایران، کتاب را از نظر سبک و جمله بندی و استناد بر تاریخهای عمومی افرادی چون رضاقلی خان هدایت و محمدتقی خان سپهر برتر دانسته است.