سنگ انداز کردن

مترادف‌ها

سنگ زدن، سنگباران کردن

لغت نامه دهخدا

سنگ انداز کردن. [ س َ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کلوخ انداز کردن. می خوردن در آخر ماه شعبان. کنایه از جشن گرفتن:
شهریاراماهی آمد بس عزیز و محترم
با مبارک عهد و مهر ایزد پروردگار
می برغبت نوش و سنگ انداز کن بادوستان
زآنکه گردون کرد جان دشمنان را سنگسار.مسعودسعد.

فرهنگ فارسی

کوخ انداز کدن

جمله سازی با سنگ انداز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 می به رغبت نوش و سنگ انداز کن با دوستان زانکه گردون کرد جان دشمنان را سنگسار

💡 چو اندر کیسه اندک دید سیمش به سنگ انداز هجران کرد بیمش

💡 در برخی از افسانه‌های قدیمی، شخصیت‌های شرور همیشه سعی در سنگ انداز کردن و آسیب رساندن به قهرمانان داستان با ابزارهای مختلف داشتند.

💡 برخلاف رفتارهای تند و پرخاشگرانه، سنگ انداز کردن به دیگران و تحقیر آن‌ها، هرگز راه درستی برای حل مشکلات و اختلافات اجتماعی نیست.

💡 در میدان‌های جنگ قدیمی، سنگ انداز کردن با استفاده از منجنیق‌ها یکی از روش‌های اصلی برای تخریب قلعه‌ها و دیوارهای دفاعی بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران