بادوستان

لغت نامه دهخدا

بادوستان. ( اِخ ) تصحیفی است از پادوسبان در حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 408.

جمله سازی با بادوستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نقلست از امام خرامی که گفت: کودک بودم بر درختی توت شدم برگ و شاخ آن می‌زدم شیخ ابوالفضل می‌گذشت و مرا ندید دانستم که از خود غایب است وبدل با حق حاضر به حکم انبساط سر بر آورد وگفت: بار خدایا یک سال بیش است تا تو مرادنگی ندادی تا موی سر باز کنم بادوستان چنین کنند در حال همه اغصان و اوراق درختان زر دیدم گفت: عجب کاری همه تعریض ما با اعراض است گشایش دلرا با تو سخنی نتوان گفت

ظامیه یعنی چه؟
ظامیه یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز