بادوستان
لغت نامه دهخدا
بادوستان. ( اِخ ) تصحیفی است از پادوسبان در حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 408.
جمله سازی با بادوستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نقلست از امام خرامی که گفت: کودک بودم بر درختی توت شدم برگ و شاخ آن میزدم شیخ ابوالفضل میگذشت و مرا ندید دانستم که از خود غایب است وبدل با حق حاضر به حکم انبساط سر بر آورد وگفت: بار خدایا یک سال بیش است تا تو مرادنگی ندادی تا موی سر باز کنم بادوستان چنین کنند در حال همه اغصان و اوراق درختان زر دیدم گفت: عجب کاری همه تعریض ما با اعراض است گشایش دلرا با تو سخنی نتوان گفت
💡 من و چند نفر از دوستان صمیمیام تصمیم گرفتیم در تعطیلات آخر هفته با دوستان و آشنایان قدیمی در یک کلوپ تفریحی وقت بگذرانیم.
💡 گذراندن اوقات خوش با دوستان در طبیعت، میتواند بهترین راه برای کاهش استرسهای ناشی از فشار کاری و تجدید انرژی روانی و جسمی باشد.
💡 او همیشه سعی میکند که در تمام لحظات دشوار زندگی، با دوستان خود مشورت کند و از حمایتهای معنوی آنها برای عبور از بحرانها بهره ببرد.