فرهنگستان زبان و ادب
{speed gun} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای، علوم نظامی] وسیله ای به شکل دوربین فیلم برداری یا تپانچه که به صدای موتور و خروجی اگزوز حساس است و با نشانه گرفتن آن به سمت وسیلۀ نقلیه می توان سرعت آن را تعیین کرد
{speed gun} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای، علوم نظامی] وسیله ای به شکل دوربین فیلم برداری یا تپانچه که به صدای موتور و خروجی اگزوز حساس است و با نشانه گرفتن آن به سمت وسیلۀ نقلیه می توان سرعت آن را تعیین کرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در قسمتی از فصل پنجم به نام «برون یابی بیخ ران کشیده شده» پس از اینکه پنی به سرعت آخرین قسمت از پودینگ دامپلینگ گروه را بعد از بحث سر اینکه چه کسی باید آن را بخورد برداشت و خورد. بعد از آن شلدن به صورت طعنه آمیز به پنی گفت: «عکسهای مادرت رو دیدم. به غذا خوردن ادامه بده.» این رجوعی به چاق بودن مادر پنی بود که بسیار پنی را هنگام خوردن پودینگ ناراحت کرد. در قسمت «اکتساب خلط شعلهور» پنی به برنادت اعتراف کرد که مادرش هنگام حامله بودنِ او مواد مخدر مصرف میکرد.