سرعت یاب

مترادف‌ها

سرعت‌سنج

فرهنگستان زبان و ادب

{speed gun} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای، علوم نظامی] وسیله ای به شکل دوربین فیلم برداری یا تپانچه که به صدای موتور و خروجی اگزوز حساس است و با نشانه گرفتن آن به سمت وسیلۀ نقلیه می توان سرعت آن را تعیین کرد

جمله سازی با سرعت یاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در قسمتی از فصل پنجم به نام «برون یابی بیخ ران کشیده شده» پس از اینکه پنی به سرعت آخرین قسمت از پودینگ دامپلینگ گروه را بعد از بحث سر اینکه چه کسی باید آن را بخورد برداشت و خورد. بعد از آن شلدن به صورت طعنه آمیز به پنی گفت: «عکس‌های مادرت رو دیدم. به غذا خوردن ادامه بده.» این رجوعی به چاق بودن مادر پنی بود که بسیار پنی را هنگام خوردن پودینگ ناراحت کرد. در قسمت «اکتساب خلط شعله‌ور» پنی به برنادت اعتراف کرد که مادرش هنگام حامله بودنِ او مواد مخدر مصرف می‌کرد.

💡 پلیس راهنمایی و رانندگی از دستگاه‌های پیشرفته سرعت یاب برای کنترل میزان سرعت خودروها در بزرگراه‌ها و جلوگیری از تصادفات رانندگی استفاده می‌کند.

💡 در پیست‌های مسابقه‌ای، نصب یک سیستم سرعت یاب دقیق برای سنجش عملکرد خودروهای مسابقه‌رو و رعایت قوانین ایمنی توسط رانندگان بسیار حیاتی است.

💡 کارشناسان در آزمایشگاه‌های خودرو، با استفاده از یک سرعت یاب دیجیتال، میزان شتاب‌گیری و سرعت نهایی خودروهای آزمایشی را به دقت ثبت می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران