سرعت مقرر
مترادفها
سرعت تعیینشده، سرعت مشخص، سرعت معین
متضادها
سرعت نامنظم، سرعت نامقرر
فرهنگستان زبان و ادب
{statutory speed} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] سرعتی که حد آن به وسیلۀ قانون گذار به تصویب رسیده است و معمولاً مناسب بزرگراه هایی با طراحی و کارکرد و ویژگی های محلی خاص است و لزوماً به وسیلۀ تابلو اعلام نمی شود
ویکی واژه
سرعتی که حد آن بهوسیلۀ قانونگذار به تصویب رسیده است و معمولاً مناسب بزرگراههایی با طراحی و کارکرد و ویژگیهای محلی خاص است و لزوماً بهوسیلۀ تابلو اعلام نمیشود.
جمله سازی با سرعت مقرر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من با اضطراب تمام و بدون توجه به مقررات حتى دستور پليس با سرعت به طرفبچه ها دويدم، در حالى كه آن ها هم كوشش مى كردند از رفقاى خود پيشى گرفته وزودتر سوار قطار بشوند.
💡 به نصرت علم از اصول عدل مقرر به سرعت قلم او فصول عقل منظم