لغت نامه دهخدا
سربازی کردن. [ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فداکاری کردن:
که سربازی کنیم و جان فشانیم
مگر کاحوال صورت بازدانیم.نظامی.|| خدمت نظام وظیفه کردن. خدمت سربازی کردن.
سربازی کردن. [ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فداکاری کردن:
که سربازی کنیم و جان فشانیم
مگر کاحوال صورت بازدانیم.نظامی.|| خدمت نظام وظیفه کردن. خدمت سربازی کردن.
فداکاری کردن یا خدمت نظام وظیفه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سال ۱۳۳۹ به خدمت سربازی رفته و با کم کردن وزن، دوباره در ردهی ۵۷ کیلوگرم و این بار در شهر تبریز پا به مسابقات گذاشت و برای چهارمین بار پیاپی قهرمان کشور شد. جایی که از زبان خودش، زیباترین خاطرهی دوران ورزشیاش شکل گرفت.
💡 اخیراً، دولت کره جنوبی در حال تدارک سیاستی برای سختتر کردن استانداردهای معافیت از سربازی اجباری برای افرادی بود که دارای شرایط شکننده روحی و جسمی هستند، زیرا بیم آن میرود که زاد و ولد پایین این کشور منجر به کمبود سربازها بشود. کره جنوبی در سال ۲۰۲۱ دارای کمترین نرخ باروری در جهان بوده، سال قبل نیز وضعیت نرخ باروری کره در همین وضعیت قرار داشت. با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که چنین اقداماتی در نهایت با استخدام پرسنلی که قادر به انطباق با ارتش نیستند، منجر به مشکلات گستردهتری خواهد شد.