رودبار عرب
لغت نامه دهخدا
رودبار عرب. [ رِ ع َرَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شیروان بخش شیروان چرداول از شهرستان ایلام واقع در 44هزارگزی جنوب چرداول و در کنار راه رودخانه صیمره. منطقه ای است کوهستانی و هوایی گرم دارد. سکنه آن 350 تن است. آب آن از رودخانه صیمره تأمین می شود و محصولش غلات و ذرت و حبوب و لبنیات، و شغل اهالی زراعت و گله داری است و راه اتومبیلرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان شیروان بخش شیروان چرد اول از شهرستان ایلام.
جمله سازی با رودبار عرب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۱۶ فروردین ۱۳۹۸ صید نور علیمرادی در گفتگو با خبرنگار تسنیم در ایلام، تعداد افراد فوت شده بر اثر سیل اخیر در استان ایلام را یک نفر اعلام کرد و اظهار کرد: این فرد که پیرمردی ۹۰ ساله بوده در همان روزهای ابتدایی وقوع حادثه و بر عبور از رودخانه سیمره در روستای عرب رودبار شهرستان سیروان جان خود را از دست دادهاست
💡 سیاه تلو را در نور و گرگان «سیاه تلی» مینامند؛ در منطقه وسیعی از گیلان، «قره تیکان»، «بورتیکان»، «چنگل» صدایش میکنند، در طوالش آنرا به نام «سیه بور» و در درفک «یله بور»، در گرگان و مازندران «اسکم تلی»، در رودبار «گربه بور» میخوانند. در زبان عربی هم صامور، الشبه نامیده میشود.
💡 از جمله دفترهای شعر این شاعر میتوان از دو سرود کوهی، عقاب، رودبار، گرگ و میش، آفات، عطشم را شعله فرومینشاند، دره پروانهها، صلیب، مار و روز شمار یک شاعر و سایه نام برد که به زبانهای فرانسوی، ایتالیایی، سوئدی، عربی ترجمه و چاپ شدهاند. در ایران نیز در مجموعههایی از او همچون منظومه بلند دره پروانه (دهربهندی پهپووله) و آزادی، این واژه بیآبرو با همت محمد رئوف مرادی ترجمه و به چاپ رسیدهاست.