رب ساعت

لغت نامه دهخدا

رب ساعت. [ رَب ْ ب ِ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) احکامیان، هر یک ساعت روز را به یکی از کواکب نسبت کنند و کوکب منسوب الیه رب ساعت آن نامیده میشود. ج، ارباب ساعات. ( از یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

در اصطلاح احکامیان هر یک ساعت روز را به یکی از کواکب نسبت کنند و کوکب منسوب الیه رب ساعت آن نامیده میشود.

جمله سازی با رب ساعت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رسول (ص) او را باز خواند و گفت: توقّف کن تا جبرئیل فرود آید، و از آسمان حکم آرد. آن ساعت جبرئیل فرو آمد، و آیت آورد: الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّساءِ.

💡 تا به بی‌دردی توانی ساعتی آسوده زیست بیدل از الفت تبرا کن که الفت قاتل است

💡 اگر ویران شد این ایران ز جور ترکمانان بد ز عدل شاه نیک‌اختر به ساعت گردد آبادان

💡 به بی‌جا دعوی مستوریت باور نمی‌دارم چنین گر بود هر ساعت به جایی جا نمی‌کردی

💡 این شه از فرمان ایزد بر نتابد ساعتی شاد باش ای شاه وز فرمان ایزد بر متاب

💡 خواهم که خون خود چومی در گردن جامت کنم دانی چه دولت می دهی هر ساعت از لب جام را

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز