لغت نامه دهخدا
دوبندار. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش شوش شهرستان دزفول. دارای 400 تن سکنه. آب آن از رودخانه و راه آن در تابستان اتومبیل روست. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دوبندار. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش شوش شهرستان دزفول. دارای 400 تن سکنه. آب آن از رودخانه و راه آن در تابستان اتومبیل روست. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دهی است از بخش شوش شهرستان دزفول دارای ۴٠٠ سکنه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و نيز در همين كتاب از عبدالصمد بن بندار نقل شده كه گفت از حضرت رضا (عليه السلام) شنيدم كه فرمود: خوكها قومى بودند از رنگرزان، مائده مسيح را تكذيب كردند و بههمين جرم به چنين صورتى درآمدند.
💡 شیخ الاسلام گفت: کی از بندار ارگانی پرسیدند کی تصوف چیست؟ گفت: وفاء عهد شیخ الاسلام گفت: کی وفا برعهد آنست، کی چیزی بر دل گذشت او را، آن بکنی.
💡 روزی پیش آیدت به آخر کان روز دست نگیرد تو را نه میر و نه بندار
💡 بندار چون ز ری سوی تبریز میرسد نان جوین خورد از آن و اکمه زین
💡 صدا بر آر پی امتحان که ای بندار چو سر ز قبر برآرد نمای استفسار