دم الثعبان

لغت نامه دهخدا

دم الثعبان. [ دَ مُث ْ ث ُ ] ( ع اِ مرکب ) دم الاخوین. خون سیاوشان. ( ناظم الاطباء ). ایدع. شیان. دم التنین. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دم الاخوین و خون سیاوشان شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) خون سیاوشان.
دم الاخوین. خون سیاوشان.

جمله سازی با دم الثعبان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 192-باب ان ابجن ياءتيهم... حديث 6، ص 396 - آن در مسجدى كه آن اژدها از آنوارد مسجد شد، به نام (باب الثعبان ) (در اژدها) معروف گرديد، بعدا بنى اميهبراى اينكه اين فضيلت على (ع ) را به باد فراموشى بسپرند، چند روز فيلى كنار آنبستند، كم كم نام آن در به (باب الفيل ) موسوم گرديد.

💡 فقام معه رسول الله (ص ) فاتى بابه فقال له: قم يااباجهل فاد الى الرجل حقه و انما كناه اباجهل ذلك اليوم قام مسرعا حتى ادى اليه حقهفلما رجع الى مجلسه، قال له بعض اصحابه: فعلت ذلك فرقا من محمد؟!قال: ويحكم اعذرونى انه لما اقبل رايت عن يمينه رجالا بايديهم حراب تتلالو و عن يسارهثعبانين تصطك اسنانهما و تلمع النيران من ابصارهما، لو امتنعت لم امن ان يبعجوابالحراب بطنى و يقضمنى الثعبانان.(57)

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران