دلاور شدن

لغت نامه دهخدا

دلاور شدن. [ دِ وَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) شجاع و دلیر و گستاخ و بی باک گشتن:
دلاور شود مرد پرخاشجوی.سعدی.رجوع به دلاور شود.

فرهنگ فارسی

شجاع و دلیر و گستاخ و بی باک گشتن.

جمله سازی با دلاور شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون مركز فرماندهى سپاه به عهده شخص پرچمدار است و تا زمانى كه پرچم در اهتراز قرار دارد، انبوه لشگر دلگرم و بدون هراس و ترس به سر مى برند؛ لذا پرچمدار بايد فردى رشيد، دلاور، فداكار، جسور و قدرتمند باشد و از شوكت و حمله دشمن نهراسد. چه اين كه سقوط و سر نگون شدن پرچمدار مايه شكست لشگر است 

💡 امام عليه السلام در پاسخ وى چنين فرمود:((وَاللّهِ لَقَدْ بَلَوْتُهُمْ...؛)) آرى، به خدا سوگند ! آن ها را آزمودم و نيافتم مگر دلاور و غرّنده (شيروار) و با صلابت و استوار(كوهوار)، آنان به كشته شدن در ركاب من آن چنان مشتقاق هستند مانند اشتياق طفل شيرخوار به پستان مادرش )).

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز