درشت خواری
مترادفها
پرخوری، شکمپرستی
متضادها
کمخوری
لغت نامه دهخدا
درشت خواری. [ دُ رُ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) درشت خوار بودن. صفت و عمل درشت خوار:
بر رغبت آن درشت خواری
کردش به جواب نرم یاری.نظامی.
فرهنگ فارسی
درشت خوار بودن صفت و عمل درشت خوار
جمله سازی با درشت خواری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ابا مرد نادان به کار درشت مشو گرنه زان خواری آید به مشت
💡 براندش به خواری و زخم درشت بدرّید و بنداخت نامه ز مشت