لغت نامه دهخدا
دائره کش. [ ءِ رَ / رِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) کشنده دایره. ترسیم کننده دائره. || ( اِ مرکب ) پرگار. ( آنندراج ). پرگال.
دائره کش. [ ءِ رَ / رِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) کشنده دایره. ترسیم کننده دائره. || ( اِ مرکب ) پرگار. ( آنندراج ). پرگال.
دایره ترسیم کنند. دائره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عامل دومش عبارتست از ميل سطح دائره استوائى و يامعدل از سطح مدار ارضى در حركت انتقالى شش ماه بسوىشمال و شش ماه بسوى جنوب، (كه براى بهتر فهميدن اينميل،
💡 اين اصطلاحات خشك اگر بدون تقوى و تهذيب نفس باشد هر چه بيشتر در ذهن انباشتهگردد كبر و نخوت، در دائره نفس، بيشتر توسعه مى يابد.(201)
💡 سوم اينكه: جمله ما تركناه صدقه دنباله لا نورث است و مفهومش اين است اموالى را كه بهعنوان صدقه اختصاص داده ايم در دائره ميراث قرار نمى گيرد نه غير آن...
💡 گـر چـه جـمـعـى از مـفسران خواسته اند مفهوم (باقيات صالحات ) را در دائره خاصىمـانـند نمازهاى پنجگانه، يا ذكر سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر، وامثال آن محدود كنند ولى روشن است كه مفهوم اين تعبير آنچنان وسيع و گسترده است كه هرفـكـر و ايـده و گـفـتـار و كـردار صالح و شايسته اى كه طبعا باقى مى ماند و اثرات وبـركـاتـش در اخـتـيـار افـراد و جـوامـع قـرار مـى گـيـردشامل مى شود.