خون بر جبین ما

مترادف‌ها

رنج ما، سختی ما

لغت نامه دهخدا

خون بر جبین مالیدن. [ ب َ ج َ دَ ] ( مص مرکب ) آغشتن پیشانی بخون مقتول بوسیله دادخواهان او. ( از آنندراج ):
نماند از گریه بسیار در دل آنقدر خونم
که گر خواهم برسم دادخواهان بر جبین مالم.تجلی ( از آنندراج ).

جمله سازی با خون بر جبین ما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به جست و جوی او هر لحظه صد ره چشم گریانم مرا چون قطره خون بر سر هر مو بگرداند

💡 خون بر برف بخش نخست رمان خورشید نیمه شب است، اما از لحاظ موضوعی مستقل از آن است و تنها اشتراک شخصیت‌های «فیشر من» و «هافمن»، سردمداران قاچاق و توزیع. در نروژ، هستند.

💡 به تنهایی کشم تا چند صائب جام خون بر سر؟ درین وحشت سرا یک رند خون آشام بایستی

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته می‌توان به جلوی سحر را بگیرید و خون بر خورشید اشاره کرد.

💡 وگرنه نشتری می‌آزمودم بر رگ جانشان که خون بر خاکشان تا حشر می‌کرد گل افشانی

💡 - البته گاهی کم شدن گلبول‌های سفید خون بر اثر ضعف عمومی، کم خونی‌ها و مصرف برخی داروها پیش می‌آید. گاهی نیز کاهش گلبول‌های سفید خون هیچ علتی ندارد و خود به خود برطرف می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران