لغت نامه دهخدا
( خود آهن ) خود آهن. [ دِ هََ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مغفر. ( یادداشت بخط مؤلف ).
( خود آهن ) خود آهن. [ دِ هََ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مغفر. ( یادداشت بخط مؤلف ).
( خود آهن ) مغفر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بر گرفته ای دل چون خود آهنین وان زلف چون زره را بر سر نهاده ای
💡 به خود آهنین گرزگران جان مثل خوش می شد از الماس و سندان
💡 چو نیزه خود آهن مانده بر سر چو ششپر جوشن پولاد در بر
💡 همی به فرق ملک خود آهنین گفتی فکنده سایه بلند آسمان به خرمن ماه
💡 بآه گرم خود آهن چو موم کرد اسرار باو چسان دل سنگ تو مهربان نشود