خصم تاز

لغت نامه دهخدا

خصم تاز. [ خ َ ] ( نف مرکب ) بردشمن تازنده. بر دشمن حمله کننده:
چو سلجق صیدگر آمد چو بیغو جنگ جو آمد
چو طغرل شیربند آمد چو جعفر خصم تاز آمد.امیرمعزی ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بر دشمن تازنده بر دشمن حمله کننده

جمله سازی با خصم تاز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در خواب رفته است ز تشویر عدل تو تاز انتقام خصم شود رستگار تیغ

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز