خریدار شدن

لغت نامه دهخدا

خریدار شدن. [ خ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) میل بخرید چیزی کردن. موافق خرید چیزی شدن. || طالب شدن. موافق شدن. علاقه مند شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ):
ز رومی سخنها چو بشنید فور
خریدار شد رزم او را به سور.فردوسی.

فرهنگ فارسی

میل بخرید چیزی کردن موافق خرید چیزی شدن.

جمله سازی با خریدار شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناکارآمدی دپارتمان فولاد شرکت بی‌اچ‌پی موجب بسته شدن درب کارخانه‌های آن، در سال ۱۹۹۹ شد. فولادهای تولیدی شرکت نیز در سال ۲۰۰۰ توسط وان‌استیل خریداری شدند. یک سال بعد، ادغام دو شرکت بی‌اچ‌پی و بیلیتون انجام گرفت و بزرگ‌ترین شرکت معدنی جهان را تشکیل داد.

💡 بازداشت نازنین زاغری رتکلیف در ایران و زندانی شدن او برای پنج سال، به یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های سیاسی در روابط خارجی ایران و بریتانیا تبدیل شد. پرونده‌ای که به گفته خانواده زاغری با پرونده بدهی دولت بریتانیا به ایران بابت تانک‌های چیفتن خریداری شده در زمان محمدرضا شاه پهلوی، گره خورده بود.

💡 در سال ۱۸۹۳ موزه لوور متوجه شد که امضای هانس زیر اثر جعلی است. زمان کشیده شدن امضا جعلی مشخص نیست. زمانی که جعلی بودن اثر مشخص شد بارون اشلیچینگ با شکایت از شرکت انگلیسی سعی در لغو خرید و استرداد مبلغ خود را داشت. به هر صورت پروند در دادگاه با شاکیان موافقت شد با مبلغ ۳۵۰۰ پوند اثر نزد خریدار باقی بماند؛ و مشخص شد کار دیگری نیز در بروکسل متعلق به لایستر است.

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز