لغت نامه دهخدا
( خبرآری ) خبرآری. [ خ َ ب َ ] ( حامص مرکب ) سخن چینی. عمل خبر بردن از جایی بجایی بجهت نمامی. || نمامی. غمازی. سعایت.
( خبرآری ) خبرآری. [ خ َ ب َ ] ( حامص مرکب ) سخن چینی. عمل خبر بردن از جایی بجایی بجهت نمامی. || نمامی. غمازی. سعایت.
( خبر آری ) سخن چینی عمل خبر بردن از جایی بجایی بجهت نمامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این مدح را پا تا به سر نه مبتدا و نه خبر آری ز بد گوید بتر هوشی که نقصان پرورد
💡 نگرفت کس ز سینه صد چاک من خبر آری کرا غمست که زخم سپر چه شد
💡 محتسب سنگ بجامم زد و گردون بسرش از مکافات نبودش خبر آری آری
💡 گوید از حالت ما دوش به احیا بودند چه خبر آری کس راست ز سر مضمر