لغت نامه دهخدا
خاک نشین کردن. [ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بدبخت کردن. ناچیز و فقیر کردن.
خاک نشین کردن. [ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بدبخت کردن. ناچیز و فقیر کردن.
بدبخت کردن ناچیز و فقیر کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن آب که بر باد دهد آتش جهلت، از خاک نشین در میخانه به دست آر
💡 آن خانه برانداز که در خانه زین است معمار تمنای من خاک نشین است
💡 با اهرمن انبازی و هم خاک نشین هم بزم فرشته نور یزدان بودی
💡 از فرش غبار خاکیان خاست به عرش عرش از در غم به فرش شد خاک نشین
💡 حشمت سلطنت خاک نشین در فقر کی توان گفت که از تخت کیان پیدا شد
💡 تورا به چرخ بلند آفتاب خواند از مهر چو سایه خاک نشین کرد همت پستت