جراحت زبان
مترادفها
زخم زبان
لغت نامه دهخدا
جراحت زبان. [ ج ِ ح َ ت ِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شماتت و ملامتی که از زبان دشمن به آدمی برسد:
هرچند جراحت از زبان است
مرهم بجز از زبان ندیدم.خاقانی.
فرهنگ فارسی
شماتت و ملامتی که از زبان دشمن به آدمی برسد.
جمله سازی با جراحت زبان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فرمود: زبان همچون درّنده اى است كه اگر آزاد باشد زخم و جراحت (سختى به جسم وايمان ) خواهد زد.
💡 چون کنم با طعنه دشمن که کوه سخت جان صد جراحت بر دل از تیغ زبان تیشه داشت
💡 از جراحت زنده گردد دل که فاسد شد چو خون ورد «الشافی هوالله» بر زبان نشتر است
💡 فرمود: زبان، همچون درّنده اى است كه اگر آزاد باشد زخم و جراحت (سختى به جسم وايمان ) خواهد زد.
💡 پس از انجام عمل جراحی دندان، بیمار ممکن است دچار جراحت زبان شود که نیاز به مراقبتهای ویژه و پزشکی دارد.
💡 هرگونه جراحت زبان که به دلیل خوردن غذای بسیار داغ ایجاد میشود، باید با دقت و تحت نظر پزشک بررسی شود.
💡 جراحت زبان میتواند باعث اختلال در صحبت کردن و خوردن شود، بنابراین درمان سریع آن برای بهبود کیفیت زندگی ضروری است.