لغت نامه دهخدا
کوه سخت. [ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان سرولایت که در بخش سرولایت شهرستان نیشابور واقع است و 808 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
کوه سخت. [ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان سرولایت که در بخش سرولایت شهرستان نیشابور واقع است و 808 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
کوه سخت، روستایی از توابع بخش سرولایت شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی ایران است.
این روستا در دهستان سرولایت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۵۴ نفر ( ۱۹۵خانوار ) بوده است.
💡 خشمگین شد با مگس خرس و برفت بر گرفت از کوه سنگی سخت زفت
💡 همی گشت گرد بیابان و کوه به رنج و به سختی و دور از گروه
💡 در دل سخت تو بیرحم ندارد تأثیر ورنه از ناله من کوه به فریاد آمد
💡 به یک دست آن آب کوهی است سخت کزان کوه برگشته گردیده بخت
💡 تانجیرو به عنوان پسر ارشد کیه و تانجورو کامادو، خانوادهای از زغالفروشان، در کوهی به دنیا آمد. پس از به دنیا آمدن پنج خواهر و برادر کوچکترش، او این ایده را پذیرفت که به عنوان بزرگترین فرزند، باید قوی باشد و هر سختی را برای آنها تحمل کند.
💡 داغ است چرخ شیشه دل از جان سخت ما چون کوه زیر تیغ به تمکین نشسته ایم