لغت نامه دهخدا
جر و بحث شدن. [ ج َرْ رُ ب َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مجادله را بدرازاکشاندن. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع بجر و بحث شود.
جر و بحث شدن. [ ج َرْ رُ ب َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مجادله را بدرازاکشاندن. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع بجر و بحث شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (مجادله ) - چنانكه قبلا هم اشاره كرده ايم - به معنى مخاصمه و ستيزه جوئى در سخنو جر و بحثهاى بى منطق است.
💡 بگو مگوى آنها بالا گرفت، اندكى بعد با هم گلاويز شدند و يكديگر را زيرضربات مشت و گلد گرفتند. از سر و صدا و جر و دعواى آنها، همسايگان بيرون ريختندو به تماشاى زد و خورد آن ها پرداختند.
💡 به اين ترتيب محيط حج بايد از تمتعات جنسى و همچنين انجام گناهان و گفتگوهاىبيفايده و جر و بحثها و كشمكشهاى بيهوده پاك باشد، زيرا محيط عبادت و اخلاص و تركلذايذ مادى است، محيطى است كه روح انسان بايد از آن نيرو بگيرد و يكباره از جهان مادهجدا شود، و به عالم ماوراء ماده راه يابد و در عين
💡 یعنی او را نیست جر و سر ترا این وصفهاست هر کجا رفتی تو او آنجا و او بیجاستی
💡 لیک دارم جر و قر طاسی که هست زین یسارم در شکایت ز آن یمین
💡 خود مرا پروای جر و قلعه نیست خود به پیش من مدینه حقهایست