جاهلی کردن

لغت نامه دهخدا

جاهلی کردن. [ هَِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جوانی کردن. خود را به جوانی زدن. خویشتن را جاهل و جوان نمودن. نادانی ناشی از شباب:
چگونه پیر جوانی و جاهلی نکند
در این قضیه که گردد جهان پیر جوان.سعدی.

فرهنگ فارسی

جوانی کردن

جمله سازی با جاهلی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به گفته او کَنود را از قَطَعَ به معنای جداشدن هم آورده‌اند، یعنی به‌طوری از شکر کردن بریده و جدا شده‌است که امیدی به وصل شدن و پیوستن در او وجود ندارد. بر اساس گزارش میبدی مفسر سنی مذهب، «کَنود» کسی است که نعمت‌های خدا را در گناهان خرج می‌کند و یکی دیگر از معانی آن را حسودِ کینه‌ای گفته‌است. از نظر نویورت اسلام شناس آلمانی، «کَنود» اشاره به رفتارهای سرسختانه اعراب جاهلی است که در میان آنها به عنوان اخلاق پهلوانی تجلیل می‌شده‌است اما قرآن در اینجا آن را صفتی زشت برای انسان‌ها برمی‌شمارد و نکوهش می‌کند..

💡 در فریب جاهلی چند، ای ریاضت کش مدام خویش را در شیشه کردن همچو صهبا تا به کی؟!

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز