جامی ژنده پیل

لغت نامه دهخدا

جامی ژنده پیل. [ ژَ دَ ] ( اِخ ) همان احمد جام یا جامی خراسانی است. رجوع به احمدبن ابی الحسن بن محمد... شود.

جمله سازی با جامی ژنده پیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز شرزه شیران افکنده شد سپاه سپاه ز ژنده پیلان آورده شد قطار قطار

💡 نبرد کسی جویداندر جهان که او ژنده پیل اندر آرد ز جان

💡 به منزل چو شد رسته کوس و رحیل نه تیغت به کارست و نه ژنده پیل

💡 سر تخت ایران به کام تو باد تن ژنده پیلان به دام تو باد

💡 به دل نره شیر و به تن ژنده پیل بناورد خشت افگنی بر دو میل

💡 به رخ همچو ماه و به بالا چو سرو به تن ژنده پیل و به رفتن تذرو

پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز