لغت نامه دهخدا
جابجا سرد شدن. [ ب ِس َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) درحال ْ مردن. فی الفور مردن.
جابجا سرد شدن. [ ب ِس َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) درحال ْ مردن. فی الفور مردن.
در حال مردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در گرانش کم ریختهگری فولاد یک فرایند دشوار است که به فرآیندهای حرارتی و تزریق ویژه یا شکلدهی چرخشی نیاز دارد. گرمایش را میتوان با استفاده از نور خورشید همراه با بخاریهای الکتریکی تأمین کرد. برای جلوگیری از ایجاد حفرهها در هنگام سرد شدن و جمع شدن فولاد باید فرایند ریختهگری را مدیریت کرد.
💡 اگرچه چسبندگی گدازه میتواند تا ۱۰۰۰۰۰ برابر بیشتر از آب باشد، با ویسکوزیته تقریباً مشابه سس کچاپ، گدازه میتواند قبل از سرد شدن و جامد شدن فاصله زیادی را طی کند زیرا گدازه ای که در معرض هوا قرار میگیرد به سرعت پوسته جامدی ایجاد میکند که گدازه مایع باقیمانده را عایق میکند و آن را به اندازه کافی گرم و چسبناک نگه دارد که بتواند به جریان خود ادامه دهد.
💡 مساءله 3 - اگر ميتى را مس كرد و شك كرد كه آياقبل از سرد شدن بدنش بوده يا بعد از آن غسل مس ميت بر او واجب نيست و همچنين است اگرشك كند در اينكه او شهيد بوده يانه بخلاف جائيكه شك كند كه آيا دست زدنش قبل از غسل بوده يا بعد از آن، كه دراينجا غسل واجب است.