تیری داد

لغت نامه دهخدا

تیری داد. ( اِخ ) خزانه دار داریوش سوم در تخت جمشید. که پس از تسلط اسکندر بر ایران و غارت تخت جمشید اسکندر اورا در این شغل ابقاء کرد و به روایت دیودور این شخص با اسکندر ارتباط داشت و حتی او را با نامه ای مطلع ساخت که داریوش قشونی برای حراست تخت جمشید اعزام کرده که اگر او زودتر وارد شود به آسانی شهر را خواهد گرفت. رجوع به ایران باستان ج 2 صص 1419-1422 شود.

فرهنگ فارسی

خزانه دار داریوش سوم در تخت جمشید که پس از تسلط اسکندر بر ایران و غارت تخت جمشید اسکندر او را در این شغل ابقائ کرد و به روایت دیودور این شخص با اسکندر ارتباط داشت و حتی او را با نامه ای مطلع ساخت که داریوش قشونی برای حراست تخت جمشید اعزام کرده که اگر او زودتر وارد شود به آسانی شهر را خواهد گرفت

جمله سازی با تیری داد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هنگامی که بسکرویل مردان خود را به سمت دیوار شهر هدایت می‌کرد، تک‌تیراندازی از نیروهای سلطنتی او را هدف گلوله قرار داد. بسکرویل نیز تیری به سمت او شلیک کرد و با تصور اینکه تک‌تیرانداز از صحنه گریخته‌است، مردانش را با حرکت دست به جلو راند. وقتی بسکرویل روی خود را برگرداند، تک‌تیرانداز بازگشت و دو گلوله به سمت او شلیک کرد که با اصابت به قلب وی، از طرف دیگر بدنش خارج شدند.

💡 تیغی حواله داد و، مرا سینه چاک شد؛ تیری ز کف گشاد و، مرا استخوان شکست

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز