تغییر مقدماتی

مترادف‌ها

تغییر اولیه، تغییر نخستین

فرهنگستان زبان و ادب

{primitive change} [شیمی] یکی از تغییرات مولکولی به لحاظ مفهومی ساده که ازطریق آن می توان واکنش پایه را از جنبۀ نظری تشریح کرد

ویکی واژه

یکی از تغییرات مولکولی به لحاظ مفهومی ساده‌ که ازطریق آن می‌توان واکنش پایه را از جنبۀ نظری تشریح کرد.

جمله سازی با تغییر مقدماتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برای اجتناب از پیشامد مشکل با سانسور اروپا، بورکون به فرانژو اخطار کرد که از صحنه‌هایی از قبیل داشتن خون زیاد (مغایر سانسور فرانسه)، نشان دادن آزار حیوانات (مغایر با سانسور انگلستان) و هم چنین شخصیت دانشمند دیوانه (مغایر با سانسور آلمان)، به شدت خودداری کند. تمام این سه فاکتور بخشی از خود رمان بودند، که نمایانگر یک چالش برای پیدا کردن لحنی مناسب برای نشان دادن این عامل‌های داستان در فیلم بود. در ابتدا با کار کردن با کلود سوته که به عنوان دستیار اول کارگردان کار می‌کرد و فیلم‌نامه مقدماتی را معرفی می‌کرد، فرانژو تیم بوالو-نارسوژاک (پی یر بوالو و توماس نارسوژاک) را که رمان‌هایی اقتباسی از "اهریمنی‌ها(۱۹۵۵)" اثر آنری-جورج کلوزو و همین‌طور "سرگیجه (۱۹۵۸)" اثر آلفرد هیچکاک را نوشته بودند، به خدمت گرفت. نویسندگان، مرکز توجه را از سمت دکتر ژنسییر به سمت دختر او، کریستین، بردند؛ این تغییر شخصیت، دکتر را در پرتوی شخصیتی مثبت‌تر و قابل فهم‌تر تصویر می‌کرد، و موجب کمک در اجتناب از محدودیت‌های سانسوری شد.

💡 با توجه به شرایط اقتصادی جدید، دولت تصمیم گرفت تا تغییر مقدماتی در سیاست‌های مالیاتی خود اعمال کند تا بتواند هزینه‌های جاری کشور را به شکلی مدیریت شده تأمین نماید.

💡 هرگونه تغییر مقدماتی در ساختار آموزشی ممکن است در درازمدت تأثیرات عمیقی بر روند یادگیری دانش‌آموزان و کیفیت خروجی سیستم‌های آموزشی کشور داشته باشد.

💡 مهندسان پیش از شروع عملیات اصلی ساخت، یک تغییر مقدماتی در نقشه‌های اولیه ایجاد کردند تا از بروز مشکلات فنی احتمالی در حین اجرای پروژه جلوگیری شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران