لغت نامه دهخدا
تعهددار. [ ت َ ع َهَْ هَُ ] ( نف مرکب ) اجاره دار و دارنده شرط و عهد. ( ناظم الاطباء ).
تعهددار. [ ت َ ع َهَْ هَُ ] ( نف مرکب ) اجاره دار و دارنده شرط و عهد. ( ناظم الاطباء ).
اجاره دار و دارنده شرط و عهد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و گفت: در سه وقت تعهد نفس کن: چون عمل کنی یاد دار که خدای ناظر است به تو؛ و چون گویی یاد دار که خدای میشنود آنچه میگویی؛ و چون خاموش باشی یاد دار که خدای میداند که چگونه خاموشی.
💡 اينست تعهد سرمايه داران كه قبل از ثروت بارها چه شفاها و چه قلبا از خدا تقاضاكردند كه اگر ثروتمند و مالدار بشوند حقوق الهى را ادا خواهند نمود. ليكن پس ازثروت، نه تنها حقوق الهى را نپرداختند، چه بسا دهن كجى هم كردند.