تصویر سایه دار
مترادفها
تصویر سایهوار
متضادها
تصویر روشن
لغت نامه دهخدا
تصویر سایه دار. [ ت َص ْ رِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بتی که از سنگ و جز آن باشد. ( ناظم الاطباء ). صورتی که سایه اش افتد. مثل تصویر سنگ و آهن و طلا و غیره و این بمذهب امامیه شکستنی است بخلاف تصویر رنگ و ته نشان. ( آنندراج ). بت که از سنگ و آهن و غیره باشد و در مذهب شیعه شکستن آن واجب است بخلاف تصویر رنگ. ( غیاث اللغات ):
شد ز یمن سایه لطفش هما مردود خلق
در جهان مانند تصویری که باشد سایه دار.اثر ( از آنندراج ).هر کس به سایه ٔدگری از درش رود
می بایدش شکست چو تصویر سایه دار.شفیع اثر ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
بتی که از سنگ و جز آن باشد صورتی که سایه اش افتد.
جمله سازی با تصویر سایه دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از آن، درخت چنین سایه دار و بارورست که میوه بخشد آن را که سنگ اندازد
💡 هر کجا کهسار باشد آن سماری کوه بر هر کجا خورشید باشد آن ستاره سایه دار
💡 ودر قسمتهای بالاترداخل قاب سطوح تزئین شده اجری تزئین شده آجری به نام فرسک قرار گرفته که این اجر کاریها برجسته سایههای ریزی ایجاد میکنند که در مجموع سطح سایه دار وخنکی را ایجاد کرده و به تلطیف هوا کمک میکنند.
💡 تو سایه خدایی و خورشید خسروان جز تو که دید هرگز خورشید سایه دار
💡 شکل ۲: یک مرز ضد فاز ایجاد شده توسط چهار نابجایی جزئی (۱٬۲٬۳٬۴)، که توسط نقصهای انباشتگی پیچیده احاطه شدهاست. در خارج از این مناطق سایه دار، کریستال کامل است.
💡 همچو مرغان در هوا بر روی گردون اختران از برای سایه داری در فکنده پربپر