متظلل

مترادف‌ها

پناهنده، زیر سایه

لغت نامه دهخدا

متظلل. [ م ُ ت َ ظَل ْ ل ِ ] ( ع ص ) سایه گیرنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تظلل شود. || سایه دار وسایه گسترده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تظلل شود.

جمله سازی با متظلل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او در سال‌های ابتدایی زندگی خود، به دلیل فقر، در خانه‌ای از یک شخص متظلل زندگی می‌کرد که او را به سختی حمایت می‌کرد.

💡 جامعه باید راهکارهایی برای حمایت از افرادی که در شرایط متظلل قرار دارند و از دیگران نان می‌خورند، در قالب برنامه‌های رفاهی فراهم کند.

💡 در داستان‌های قدیمی، شخصیت متظلل معمولاً فردی است که بدون داشتن منبع درآمد مستقل، از طریق کمک‌های دیگران به زندگی ادامه می‌دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران