لغت نامه دهخدا
تراوش نمودن. [ ت َ وِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تراویدن. تراوش کردن:
تو بدسگالی و نیکی طمع کنی، هیهات
ز خیر خیر تراوش نماید از شر شر.قاآنی.
تراوش نمودن. [ ت َ وِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تراویدن. تراوش کردن:
تو بدسگالی و نیکی طمع کنی، هیهات
ز خیر خیر تراوش نماید از شر شر.قاآنی.
تراویدن تراوش کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیکیا پاستوریس دارای دو ژن الکل اکسیداز (به انگلیسی: alcohol oxidase) است، الکل اکسیداز 1 (Aox1) و الکل اکسیداز 2 (Aox2) که دارای یک پروموتر (ژنتیک) قویا قابل القا (به انگلیسی: inducible) است. این ژنها به پیکیا اجازه میدهند که از متانول به عنوان منبع کربن و انرژی استفاده کند. پروموترهای الکل اکسیداز به وسیلهٔ متانول القا و به وسیلهٔ به عنوان مثال گلوکز مهار میشوند. معمولاً ژنِ پروتئینِ مورد نظر، تحت کنترل پروموتر الکل اکسیژناز ۱ نشان داده میشود که بدین معناست که تولید پروتئین میتواند با اضافه نمودن متانول القا شود. در وکتور بیان متداول، پروتئین مورد نظر به صورت یک محصول ادغامی به سیگنال ترشحی تراوش (زیستشناسی) فاکتور جفت گیری آلفای ساکارومایسس سرویزیه (مخمر نان) تولید میشود. این باعث میشود که پروتئین به محیط کشت، ترشح شود که این امر تا حدّ زیادی تخلیص پروتئینِ (به انگلیسی: protein purification) متعاقب آن را تسهیل میکند. پلاسمید تجاریِ قابل دسترسی وجود دارند که این ویژگیها را به صورت ترکیب شده دارا میباشند (مثل وکتور pPICZα)