بی سخاوت

لغت نامه دهخدا

بی سخاوت. [ س َ وَ ] ( ص مرکب )( از: بی + سخاوت ) بخیل. ممسک. رجوع به سخاوت شود.

فرهنگ فارسی

بخیل ٠ ممسک ٠

جمله سازی با بی سخاوت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او در علم و فقه و فضائل همتائى نداشت (( فلم ير هاشمياافضل و لا افقه منه )) (2) در بين خاندان بنى هاشم از اوافضل و افقه ديده نشد وى در كرم و احسان وجود و سخاوت ضربالمثل بود.

💡 حکیمی را پرسیدند از سخاوت و شجاعت کدام بهتر است؟ گفت آن که را سخاوت است به شجاعت حاجت نیست.

💡 روا بود که جهان خوانیش ازان معنی که همچو بحر و جبل شد درو سخاوت و سنگ

💡 سعادت جایگاه اوست بنگر جایگاهش را سخاوت رسم و راه اوست بنگر رسم و راهش را

💡 و توجّه داشته باش كه نه جود و سخاوت، نيكى و محبّت را نابود مى گرداند؛ و نهبخل و حسادت مى تواند اموال و ثروتى را، تا اءبد نگه دارد.(30)

💡 جان و دل زوست، چرا در قدمش نفشانم؟ چون به مال دگری جود و سخاوت نکنم؟

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز