برنج وا

لغت نامه دهخدا

برنج وا. [ ب ِ رِ ] ( اِ مرکب ) اُرُزیّة. آش برنج.

فرهنگ فارسی

ارزیه آش برنج.

جمله سازی با برنج وا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فراورده‌های شهرستان می‌توان به پنبه، تنباکو، غلات، برنج و صیفی‌جات اشاره کرد.

💡 ترکیpilâv، از فارسی «پلو». غذایی در خاور میانه که از برنج، روغن و گوشت درست می‌شود.

💡 زمین‌های کشاورزی باغ‌ملک بیشتر به زیر کشت گندم، جو، ذرت، ماش، برنج و صیفی جات می‌روند.

💡 ز اشک و سوز دمادم که دیده از بریان برنج از آن سبب این دم چنین پریشانه

💡 صحن برنج پیش من افتاده و رقیب همکاسه گشته، وه چه کنم، خرمگس مرا

💡 اگر چه دعوت عام است لیک پندارم که این برنج برای من است خاص الخاص

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز